تبليغاتX
با درد وفشار

با درد وفشار

چرا فشار؟

لوتی

زغال قلیونتم ، بکش خاکستر شیم.

.

.

.

اس ام اس مرامی ، اس ام اس رفاقتی ، اس ام اس رفاقت radsms.com

زغال قلیونتم رفیق! میسوزم تا بسازمت!!!

.

.

.

اس ام اس مرامی ، اس ام اس رفاقتی ، اس ام اس رفاقت radsms.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 2:10  توسط krami  | 

اس ام اس 87

هر کس در زمان فراوانی ۷ اس ام اس برای ما ارسال کند در زمان قحطی ۱۴ اس ام اس به او می دهیم

 

-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-

سلام ، ببخشین این موقع  مزاحم می شم

میخواستم بدونم با این همه بیشرفت تکنولوژی چرا نوار غزه به سی دی تبدیل نشده ؟؟؟؟؟؟؟؟

-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 2:7  توسط krami  | 

اس ام اس 88

متلک جدید :خوشه تو بخورم

متلک روز:

.
.
.
خوشگله خوشه چندی ؟

فــــحش روز:
.
.
.
 مرتیکه ی بی خوشه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 23:54  توسط krami  | 

قزوینها


قزوینیه عروسی میکنه توی کارت عروسیش می نویسه: «
آوردن اطفال الزامیست!!!!!!!!!!!!!
...................................................................

قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده، بهش میگن: پاشو برو تو زمین، بازی  «
شروع شده. میگه: من برانکاردم
...................................................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 11:58  توسط krami  | 

جوک قزوینی

قزوینی 
پليس بين الملل اعلام كرد نشون مخصوص ميتي كمان توسط قزويني ها سرقت شده ... مواظب باشيد احترام نگذاريد



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 11:53  توسط krami  | 

قزوینیها2

يه روز یه پسر جوان میره توی داروخانه و به فروشنده میگه که:
"یه کان.دوم می‌خواستم، راستش رو بخوای دارم با دوست دخترم واسه شام میرم
بیرون، شاید یه موقعیتی پیش بیاد که بتونم یه کم باهاش حال کنم!"

فروشنده کان.دوم رو بهش میده و پسره میره بیرون اما هنوز از در داروخانه
بیرون نرفته که برمیگرده و دوباره میگه:

"اگه میشه یه کان.دوم دیگه هم بهم بدید، آخه خواهر دوست دخترم هم خیلی ناز
و خوشگله،

همیشه وقتی که منو می‌بینه پاهاشو به طرز شهوت انگیزی باز می‌کنه، فکر
کنم اگه خوش شانس باشم بتونم با اون هم یک حالی کنم!"

فروشنده کان.دوم دوم رو بهش میده و پسره میره اما دوباره از در داروخانه
بیرون نرفته که برمیگرده و میگه: "یه دونه کان.دوم دیگه هم به من بدید،
آخه مامان دوست دخترم هم خیلی ناز و دل رباست و همیشه وقتی منو می‌بینه
نگام میکنه و نخ میده،

فکر کنم از من میخواد که یک کارایی بکنم!"

موقع شام پسره سر میز نشسته در حالی که دوست دخترش سمت چپش هست، خواهر
دوست دخترش سمت راستش و مادر دوست دخترش روبروش نشسته! در همین حال پدر
دختره هم میاد سر میز شام و ناگهان پسره سرش رو میاره پایین و شروع
می‌کنه به دعا کردن:

"خداوندا...به این سفره برکت بده و به خاطر همه چیزهایی که به ما دادی ممنونیم!"

چند دقیقه بعد پسره هم چنان داره دعا می‌کنه: "خدایا به خاطر لطف و محبتت
س‍پاسگذاریم!"

ده دقیقه میگذره و پسره همچنان سرش پایینه و داره به دعا کردن ادامه میده.

دوست دخترش متعجب‌تر از بقیه ازش میپرسه که: "من نمی‌دونستم که تو این
همه مذهبی هستی!"

پسره جواب میده: "من هم نمی‌دونستم که پدرت توی داروخانه کار می‌کنه!!!!!!!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 11:49  توسط krami  | 

زیبا

 

در فصل زمستون که لبو میچسبد / آغوش و فشار و گفتگو میچسبد

پس شعله بخاری ها را  کم کن /  که فقط زیر پتو میچسبد !!!

شرکت ملی گاز ایران !!!

روزی ز لــــُـپ یـــار ربـــودم بــــوســــی

گفـــت: هــم بـــی ادبــی هم لوســـی

گفتم که گناهم چیست کردم بوسی؟

گفتا : لب و ول کردی و لپ می بوسی؟


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 11:38  توسط krami  | 

جک رشتی 1

با اعلام روز پدر موجی از سردرگمی رشت را فرا گرفت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 11:35  توسط krami  | 

جک رشتی

رشتی
به رشتيه ميگن زنت چطوري حامله شد ميگه حميـــــــــــــــــــــــد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 11:28  توسط krami  |